شعر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شعر
درس ما این روزها ای بچهها درس وطن است
حفظ این خاکِ گران واجب شده تا جان به تن است
گرچه زخمی گشتهایم اما برای حفظ این خاک
لازم ار باشد همیشه میکنیمش سینه را چاک
کم ندیدیم این چنین جور و ستمها، کم ندیدیم
همچو ققنوسی ز این خاکستر...
گفت دانایی که: گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور...
حکایتِ " تا توانی دلی بدست آر "بودیم ما
خانِ دل که پهن شد،" نخورده سوختیم"
مصداق" آش خاله بودیم،بلکه " کشک" تر
هر چند" دیر" آمدیم،لیکن، " زود "سوختیم
مجالِ" پا پا کردن" نبود، " دست به سَر "رفتیم
هم " کباب" شدیم، هم از " ثواب"سوختیم
گفتند؛فلانی! دوره...
ای اسم حق، که بر لب خاک آفریده شد
ای نفـخ نـور، کـه در دل گل رسـیده شد
در من دو رود جاریِ خاک است و آسمان
ای جـان مـن که از نـخ تسبیح تنـیده شد
این سکوتِ عاریه، فریادهایِ بسیارطلب دارد
سازِ بی صدایِ این شاعر ، از دور شنیدن دارد
این کلمات که می بینی ،ردیفِ هم می آیند
مچاله شعر اند، دردها آخر هر قافیه دارند
گفته بودم سربه زیرم، گفتهای اثبات کن
کفش هایت را عوض کردی،تورا نشناختم
امیر حسین کلماتی پور😅🤎
صاحبِ خانه به روی عرق پنجرهها
اول اسمِ غریبهای ، نگارش کرده
صاحِبِ خانه همانا، غذایش سوخته؟
دهن پنجره تا نصفهی شب، وا مانده!
ای یوسف خوش نام مـا خوش میروی بر بام مــــا
ای درشکـــسته جــام مـا ای بــردریـــــده دام ما
ای نــور مـا ای سور مـا ای دولت منصــور مـا
جوشی بنه در شور ما تا میشود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در...
مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیش تر
با همه گرمیم با دلهای تنها بیش تر
درد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیم
قالی کرمان که باشی میخوری پا بیش تر
بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار
زخم غربت بر دلم آورد این جا...
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
این تاول و تبخال و دهان سوختگیها
از آه زیاد است نه از خوردن آشی
از تنگ پریدیم به امید رهایی
ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی
یک بار شده بر جگرم زخم نکاری
یک...
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای...
سلام ای مسیح من !
به شاخههایی نسترن
تو رجعتی دوباره کن
بهار را زنده کن
از ازل در گوشه ای تنها، بِه از دیدارِ خلق
میگریزم تا ابد از شرّ این دیدارها
جرم تو در عصر آزادی چه بود
راز فریادی که سر دادی چه بود
خواهرم از مهد آزادی بگو
حق انسان را بپرس از بازجو
از گروگان گیرهای شیک پوش
گردنه گیران آزادی فروش
شعله ای بر تار و پود شب شدی
هم صدا با خطبه زینب شدی
در دل...
در مبانیِ حقوقِ ترمِ سوم خواندهام
آنچه دزدی بوده برگردد، به صاحب مال خود
بوسه من برداشتم از کنج لب هایت نفس
قاضیات مجبور کرده، تا که برگردانمش
⚡️ تصنیف «رو سر بنه به بالین»
آواز: محمدرضا #شجریان 🎤
به یاد علیاصغر کردستانی
کنسرت سلیمانیه عراق تابستان ۱۳۸۷
اجرایی خاص و کمیاب با صدای گرم استاد شجریان
از آلبوم « بوی باران »
رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
تَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن...
بزم خراباتیان
شعر ترانه از :
سیمین بهبهانی
زنده یاداستاد محمد رضا شجریان
حال که تنها شده ام میروی
واله و رسوا شده ام می روی
حال که در وادی عشق و جنون
لاله ی صحرا شده ام میروی
حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده ام می...
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
من به هر جمعیتی نالان...
ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم
ساقه احساس مان خشکیده است
زخم ها از تیغ طوفان خورده ایم
تا چه بوده تا کنون تقصیرما ن
تا چه باشد بعد از این تقدیرمان
من شنیدم رفته ای در رشتهی بازیگری
قهوه می چسبد به دل، در تجربه با دیگری؟
حذف کردی فصلِ خوبِ خاطراتم را ولی
می رسد از حافظه عطری به نامِ، دلبری
بر گمانم عشق را مثلِ دیالوگ، خواندهای
ساده گفتی دوستت دارم، به رنگ دلبری؟
رفتی و ماندم درون صحنهای...
کاش در جهان ما هیچکس غم عاشقی نداشت
جدایی سهممان نبود هیچکس درد دلتنگی نداشت
کاش از روز نخست میدانست آنکه دل سپرد
معشوق می ماند به بر، یا سرنوشت باز هم حیله داشت
کاش از سفره ی عشق...
"دوست بدارید و بگذارید که دوست داشته شوید؛
آدم بدونِ این بساط ها زندگی از گلویَش پایین نمیرود!"💟
کاش،
آرام آرام نمیرد،
هر آنچه که بوی دلخوشی می دهد…