متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
تو ماه هستی و
بوسیدنت
نمی دانی که
چه ساده
مرا هم بلند قد می کند...
او که از عشق فقط تَن خواهد!
بودَنش، حَتم گسستن خواهد
در بارگَهِ هستی!
آنجا که تو سَرمستی؛
وعده نده سَردَستی
شدم آواره ی چشمت،
به چشمان خودت سوگند.
که جز چشمت
به چشم من نیاید هیچ چشمی.
چقدر عذاب آور است.
آینده ای که تو در آن سهم من نباشی.
گناه من چیست.؟
که چشمان تو، دل هر عابری را میبرد.
سرگردانم میان خاطراتی که
لابه لای هیچ کدامشان تو نیستی.
یک خیابان پر گنجشک به پیراهن توست
دست را باز کن و بر قفسم دکمه بکش
چشم بستن بر دو چشم همچو آهویت چه سود
تا که این دل دم به دم بی چشم سر می بیندَت...
ما زن ها خالق فعل برعکسیم
نیا
نمان
برو
و
دوستت ندارم ...
صبح من ازحنجره تو طلوع میکند
منتظر است که صبح بخیر را بشنود
سوختیم از اضطراب عشقی که بهر ما تسکین نداشت
خاطرمان ملول گشت و جانمان گرفت و لب نگشودیم
هوایم، با تو شد حالا، پر از مهر؛
نفس هستی و با تو، میکشم، دم!
مرا، مست از محبّت کن، دمادم
تو از جامِ تبِ صهبای احساس
دارد احساسم، سپاس از «تو»؛ که گشتی یارِ من؛
گشتهای یارِ دلِ تنهای شببیدارِ من!
در دلم بوران نشست و قاصدک بی آرزو شد
در نگاهم ابرِ سَرکِش؛ گونه هایم را وضو شد
و من ایمان دارم
که موهای خرمایت
هوش از سر تمام نخلستان
برده است.
صرفاً جهت اطلاع : قشنگترین جرم دنیا، دزدیدن دل تو بود که البته من افتخارشو دارم !