متن دیوار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دیوار
در امتداد ساعت صفر
به دیوار شب تکیه می دهم
و بهار آمدنت را
انتظار می کشم
ای کاش بودی
صدای احساس قلبم را
در حصار بازوان تو می شنیدم
تا ذره ذره ی وجودم
عطر تو را می گرفت
مجید رفیع زاد
با سر به دیوار کوبید باد
راهِ رفتن نبود ،
نشست
به زوزه
به گریه
گفت:
ه...و ه...و ه...و
یعنی: هر چه بادا باد .
نیستی اما من
نقش لبخند تو را
قاب گرفته ام
چه به هم می آییم
من و دیوار و سکوت
مجید رفیع زاد
دیوار؛
دوست داشتنی ست
وقتی برای پدربزرگ
--تکیه گاه بود!
دیوار حاشا بلند ست
سهراب !
نسیم هم بتراود
نم پس نمی دهد
عشق
پیچکی ست
که دیوار نمیشناسد!
کاش یاد میگرفتیم ...
همه دل سنگ نیستن
همه بی وجدان نیستن
همه فراموش کار نیستن
کاش داد میگرفتیم ...
وقتی وارد دنیای یه نفر میشیم
ممکن اون دنیا دور تا دورش باشه دیوار
اما برای ورود شما خراب کرده باشه دیوار هارو
کاش یاد میگرفتیم ...
دنیای یه نفر...
دیشب همه اَش ثانیه بر دار کشیدم
دلتنگِ خودم بودم و سیگار کشیدم
با مشت زدم بر سرش وباز تپش کرد
با این روش از قلبِ خودم کارکشیدم
یک دفعه کبوتر شدم و بال گشوده
تا صبح زمان نامه به منقار کشیدم
یک باره شدم مورچه ، از روزن ذهنم...
فانوس روشن
تو شب سیاه
بر روی دیوار
داره می خونه!
ما در این دیوار زمانه
همان خشت کج معماریم !!
ارس آرامی
با این که زیر پایم
قطره قطره اشک می چینم
دستم ولی هنوز
بر سر دیوار عشق تو نمی رسد...!
دیوار فرو افتاده ای هستم،
روزنه ای کو؟
(زانا کوردستانی)
به آدم ها حق بدهیم
که برای حالِ ناخوش خویش،
گوشه ای دنج داشته باشند.
حق بدهیم که از شلوغی ها فرار کنند و
دیواری بلند دور تنهایی شان بکشند...
کمی با منِ خود حرف بزنند
و به گفت وگوهای جولان داده در سرشان خاتمه دهند.
آن ها نیاز دارند...