متن عاشقانه غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عاشقانه غمگین
مرا....
ببر به جایی که
هوای تو
نیست....
نیستی و نبودن تو بدجور...
باعث شده دیگران نیایند به چشم...
رفتی؛ که عذابم بدهی؛ نیست مهم
از بغض، شرابم بدهی؛ نیست مهم
در بسترِ احساس، به جای نمِ آب
صد جرعه سرابم بدهی؛ نیست مهم
عشق را ازباران باید آموخت وقتی دلتنگ می شود ،
بغض می کند ..
می بارد و کل جهان را زعشق خود خبر دار ....
تا شاید خبر شعله ور عشقش که ب آسمان رسیده است
و ازناراحتی دلش غروب کرده
باز آبی شود،
معرفت را از باران باید آموخت...
تو همان خواب قشنگی...
که به چشم منِ دیوانه نخواهد امد...
دیشب به روی دفترِ دریا گریستم
اشکم به ته رسید، دلم را گریستم
مانند کوزه ای که شده گونه هاش تر
بر شانه های دخترِ دنیا گریستم
وقتی که زد به سینه ی من ماه دستِ رد
با چشم های غرق تمنّا گریستم
دیدم تمام شهر به من پشت کرده...
درد و درمانم یکیست...
آن هم سیه چشمان توست...
تا صبح، قطره قطره به روی مزار خود
بی تو شبیه شمع، سراپا گریستم.
گم کرده راه، با چمدانی از انتظار
در ایستگاهِ شاید و امّا گریستم
امشب که میان چشم من بارانیست...
آیا نم باران زده بر خاطر تو...
دیدم تمام شهر به من پشت کرده اند
پشت دری نشستم و تنها گریستم
هر بار که خندیدی...
دیوانه ترم شد دل...
وقتی که زد به سینه ی من ماه دستِ رد
با چشم های غرق تمنّا گریستم
مانند کوزه ای که شده گونه هاش تر
بر شانه های دخترِ دنیا گریستم
برای
گوشه نشینی ام
جایی
درگوشه ی دلت
داری
رفتنت
آغاز ویران شدن قلبی بود
که همیشه از هراس نبودنت می لرزید
بیا و فاصله را بردار
که من هرگز
لحظه های بی تو بودن را
نخواهم بخشید
دلتنگی یعنی بغض کنی
در خودت فرو بریزی
شانه ای نباشد سرت را بگذاری
دستی نباشید مرهمی روی زخم هایت بگذارد
خود را در کنج اتاقت حبس میکنی
با حسرت عکس هایش را تماشا میکنی
در تنهایی جان ب جان تسلیم می شوی
خشت خشت وجودت ویران می شود…
ودر...
آرامش شبهایم نفسهایت را میشنوم وقتی در خیالم پرسه میزنی
و من،
تمام هستی ام را به تو میسپارم
ای یار جاودانم خیالت همیشه در قلبم است
دگر دربند نیستند ،خاطراتت در افکارم
مثل باران باریدم و رها کردم خاطرات تلخت را
به باران دل نبند هرگاه ، دلتنگت شود می بارد..
به باران اعتمادی نیست هر شب به یادت نمی بارد
ب دلم نظاره کن هرشب ز دلتنگی خون می بارد
دلم هوای بارانی می خواهد شانه ب شانه قدم زدن و به نفس نفس افتادن
دلم دستان گرمت را می خواهد مهرورزیدن و ناز کردن..
دلم تو را می خواهد عشق ورزیدن و ب پرواز در آمدن
دلم بوسه می خواهد در آغوشت جان دادن و ب عشقت تسلیم شدن..