متن غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین
در اتوبوس تنهایی ام
ده ها مسافر نشسته اند،
مقصد همه
آبادی چشمان توست..
تلخ کرده زندگی را،
این نبودن های تو.
تلخ کرده زندگی را،
این نبودن های تو.
چشمانش قصد جانم کرده اند.
جانم فدای قصد او.
امان از دلتنگی های نیمه شب،
به گمانم قصد جانم کرده اند.
خاکِ خارِ جاده، نشونهی رفتن
اما یادِ تو همیشه میمونه، بیپایان
در هر گام، در هر لحظه از راه
عشقِ ابدیات، با من همیشهست، همراه
هر سنگ، هر خار، با یادِ تو زیباست
این مسیرِ پر از درد، به عشق تو پر از احساس
حتی وقتی جادهها به بنبست میرسن...
احساس تو مرگ است برای قلبی که بی تو زندگی کرد💔
روزی که رفتی
آن روز،
زمان لغزید و افتاد.
ساعتها، بیپندار ایستادند
و هوا، سنگینتر از سنگ شد.
چشمهایم، از اشک
چیزی جز تاریکی ندیدند.
اما در ژرفنای این تاریکی،
نوری باریک،
چون رشتهای از سپیدهدم
در دل من جوانه میزند.
نام تو،
هنوز در رگهای باد جاریست،
و هر...
میپرسند خوبی؟
لبخندی میزنم و میگویم خوبم…
اما حقیقت این است که خوب نیستم.
درونم دریایی از بغض مانده که هر لحظه گلویم را میفشارد.
من خستهام، غمگینم، شکستهام…
تنها در میان جمع، بیپشتیبان، رها شده
میدانی چه میگویم؟
کسی نمیپرسد چرا حالت خوب نیست،
و اگر روزی هم بفهمند...
من زخمی از جنگ هستم،
جنگی به نام "عشق"!
جنگی که هم آدم را میکُشَد و هم آدم را اسیر و زندان و تبعید میکند!
و بدترین نوعش "اسیر شدن" است،
اسیر عشقی که زندانبان آن آدم بی رحمی باشد و هر روز اسیرش را میان مرگ و زندگی قرار...
خسته از دنیای اجباری،
که نامش زندگیست.
_گاه
یک مرد،
گورستانی ست زنده
که هر شب
بی تشییع
بغضی
در آن دفن می شود
_ گفت:
شعر هایت چرا غمگین است..
فقط،،
آرام،
به "چشم هایش" خیره شدم
_ قطار،
رفتنت را
وقتی که جار زد..
ساعت دیواری خانه
یک قدم راه نرفت
پنجره
به کسی سلام نمی دهد
حتّی،
شنیدم
رودخانه شهر
به کوهستان بازگشته..
ببین
"دوری ات"
با ما چه کرد
روزها ساعت ها لحظه ها گشته اند دل سنگ
چرا نمی فهمند شده ام دلتنگ دلتنگ
برگرد بگذار فخر بفروشم به تمامشان
بشکنم هرچه هست دلتنگ و دل سنگ
دستهایت را که دادی تعهدت را هم بده!
دست است دیگر!
آدم را دست به سر میکند و به هر سویی میرود!...
عجب بی صدا جان مان را گرفت.
حسرت های بر دل نشسته.
چه بی صدا جان دادیم،
در حسرت رسیدن به آرزوهایمان.
از همان لحظه که از چشم تو افتاد دلم.
مرگ من بیشتر از بیش به من نزدیک شد.