متن کوتاه
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات کوتاه
لب
لبِ تشنه ام
محتاج دریا نیست
تو را میخواهد
تا سیراب شود
از شیرینی لبانت
چشمان
چشمانت
قبله گاه من ست
میخانه روا نیست
وقتی مست میشوم
در خماری چشمانت
حریق بازوان ت
را تنگ تر کن
تا در آغوش گرم ت
آرام گیرم
جایی دورتر ازخودم ایستاده ام به تماشای خودم و روحم چه بی رحمانه خسته است...
جمعه ❣️
زمین آرام گرفت،
وقتی دستت را در خواب گرفتم،
و جمعه، به رنگ آرامش عشق تو درآمد…
دلتنگی بر دلم سنگینی میکند
اما وقتی تو میخندی
تمام آسمانم آبی میشود.
نسیم از میانِ گلها رد شد،
عطرشان را برایم آورد،
اما خوشبوتر از خیالِ
تو برایم نیست
قلبم تند میزند،مثل باد
میان شاخههای سپیدار،
وقتی خیال تو یکباره
از راه میرسد.
گلها خسته میشوند،
اما عشق تو بهار را
در من بیدار نگه میدارد.
در سکوت شب، خیالم تاریک است
ولی نورِ نگاهت تمام ستارگان را دوباره روشن میکند.
هرکسی خواست نباشد به سلامت امّا ؛
تو بمان، کندن جان از تن من راحت نیست.
تو مگر دَربهدَری ؟ خانه نداری ای بغض ؟
همه شب سرزده مهمان ِگلویم هستی ..
من اگر عشق تو در کنج دلم جای میداشت
بجز از روی تو چشمم به جهان کورش باد
مزن بر دل زِ مژگان تیرِ پیکان
که من در چشم زیبایت اسیرم
لعنت به من و عشق و وعده های تو خالی
لعنت به منِ بی گناه مانده در خیال بافی
من به شوق دیدنت تا صبح ورزش میکنم
تو برایِ دیگری تمرین اسکی میکنی، 🥰
در گلوی خیابان
جای
گلولهای
مانده است
هر بار که راه میرویم
خون
میشود
صدایمان.
محبوب من
لبهایت کتابیست
که هیچ زبانِ دنیا نمیتواند صفحاتش را بخواند
جز قلب من.
محبوب من
تو کنارم که هستی
حتی سکوت رنگینکمان میشود
و هر نفسم موسیقیِ معجزه است.
از نو لباس عشق خواهیم پوشید
ما به ریش مرگ خواهیم خندید
تو را به خیر وما را به سلامت
در پی لایق برو ،
ما هم تماشایش کنیم.
عشق تو در قلب من پیوسته طنازی کند
رازهایی در دلم سربسته طوفان میکند
گذشتم از غرورم و
نشسته ام به انتظار
بیا و حالِ، من پر مدعا
را نظاره کن