متن دریا
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات دریا
برای تو که ؛
نه نامه هایم را خواندی
نه شعر هایم را شنیدی
کاش تاری از موهای سپیدم را باد به دستت یا
نگفته های در آب روان شده ام را دریا به گوشت برساند.
اما میدانم باز هم، نه می شود نه می رسد نه تو حواست هست......
شهر به خواب می رود
شب تنها شاهد
بی قراری هایم می شود
و من به امید آمدنت
با قایق خیال
کنار ساحل چشم هایت پارو می زنم
بیا که در انتظار موج نگاهت
دریا را در آغوش گرفته ام
مجید رفیع زاد
دریا دور بود وُ ماهی،
به تنگ کوچک اش دل بست.
دیگر باور نکرد،
--قصه ی دریا را
زانا کوردستانی
از سمت دریا که
می آیی
به زبان ماهی ها
بگو
دوستت دارم...
اگر چشمانت به دریایی از خون تبدیل شد ؛
هیچ نگرانِ دیدارِ یار مباش ...!
من هم اینجا برای وصالت ،
سال ها خون دل خورده ام !...
اشکهایت را...
به دریا بسپار,
ماهیان
رازت را فاش نخواهند کرد
زندگی زیباست یا زشت ؟
اگر سبزی جنگل و آبی دریا را بگویم زیباست
اما
اگر پلیدی ها و تیرنگ ها را حساب کنم چیزی فراتر از زشت است ...
نور بهشتی
غرق عاشقی بودم
به یکباره غریق
دریای چشم هایت شدم
افسوس موج نگاهت
هرگز اجازه ی رسیدن
به ساحل وصالت را
به من نداد
مجید رفیع زاد
شاعر شده ایم و سخت در حاشیه ایم
شخصیت برجسته ی این ناحیه ایم
دنیا هم اگر اسیر دریا بشود
ما غرق ردیف کردن قافیه ایم
بهزاد غدیری ، شاعر کاشانی
محصور نیست...
غرق دریا میشوم دریا برایم شور نیست
دست دریا میزند بر شانه هایم کور نیست
عاقبت این عشق را با خود به یغما میبرند
ای دل دیوانه این دریا مگر محصور نیست
روزی همسرم گفت:نقش من درشعرهایت به چه تصویرمیشود؟!
خندیم و کمی مکث کرد آرام چشمانم را بستم و گفتم:گر بخواهم بانوشته هایم تصویرت را نقاشی کنم !تورا دریای پرتلاطم در میان یک خشکی تشنه میکشم!!
گفت چرا خشکی! چرا دریا !؟گفتمش گر روزی بی جان بودم مثل یک خشکی تو...
گرفته حال عجیبی هوای دنیا را
نمی شود که ندید عرصه ی تماشا را
به صخره گفت ساحل؛ به خود ننازی چون
ندیده ای تو هنوز التهاب دریا را
بهار سهم شما، هرکسی رسید از راه
نشان نداد به ما جز نشان صحرا را
زمین برای شما، بعد صبر می...
دریا کجایی
میزنم بوسه به روی ساحلت
دریا کجایی ؟
شایدم ... امشب برای خاطری یا بوسه ای یک دم بیایی
1401/03/25
پیروز پورهادی
دلربایی
دلربایی میکند امواج دریا
بوسه میگیرد ز ساحل
هدیه آوردست دریا...
عشق را در سینه جاری میکند
امواج دریا...
1401/03/16
پیروز پورهادی
باران میبارد که مرا مبتلا کند
درد ِ این دل ِ سوخته را مداوا کند
رفتی ُ دریا غرق در اَشک هایم شد
اما کسی نبود تا دلم مدارا کند
سیده فاطمه حسینی
شکوه موجِ دریا را
ببین در چشم ساحل ها
اگر در بین آن باشی
نه موج بینی نه دریا را
حسن سهرابی