متن غمگین
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غمگین
بهاری آمد و رفت، بیثمر شد
خزان ماند و دلم، بیبرگ و جانی بود
نه دستی سوی فردا، نه امیدی
فقط حسرت، که در جانم نهانی بود
از وقتی که تو به کنارم نیستی،
دنیا در سکوتی مرگبار محتضر شده است!
و باران غم و اندوه
قطره قطره بر زندگانی من بارش گرفته است.
اگر یک روزی بتونم تو رو ببوسم و بعدش وارد جهنم بشم،
میتونم با افتخار برای شیطان تعریف کنم
که من بهشتو دیدم بدون اینکه واردش بشم
Expectation is the root of all heartache ...
انتظار ریشهی تمامِ غم و اندوههاست ...
به یادهم بودن هنر می خواهد
دنیای عجیبی شده است
ماه و خورشید و فلک درکارند
تا به یاد هم بودن ، یادمان برود
سوختیم و ساختیم
گفتیم که ره چاره شاید که بیابیم
در این خیال عمرگران طی کردیم
و بار به مقصد نرسید
روزهای بارانی زندگی
بازداشتی مرا امضاء نمودند
آنچنان که راه مسدود
و نه مجال گریزی و نه اجازه مرخصی
چه بگویم که چه شد که دلم کم آورد
ولی
بگذار به خودم دروِغ نگویم
فتیله چراغ گذشته ای که گذشته
را بالا کشیدم
و
گذشته ام را به اکنون آوردم
حال شادی های اکنونم، از من فرار میکنند
عجیب سوگی بود
فراق ننوشتن
و مهجوری چشمان در غربتی عجیب
چشم و دل و ذهن همه باید درکار
تا که یک جمله توانی نوشت
گناه من چیست؟!
پروانه، شمع را گم کرده است
دشت از دست دریا دلگیر است
و پنجره، به سر کوچه با اندوه مینگرد...
من که میخواستم
کوزهی بطلان زندگانی را پر از ترانه بکنم،
گلهای خسته را در بستر باغ بخوابانم،
آب را قلقلک بدهم
تا که باران به قهقه...
جا ماندم.
میخواستم پرنده باشم و پرواز کنم،
حال اکنون درختم،
با عمیق ترین ریشههایم؛
جا ماندم.
آرام شده ام.
مثل درختی در پاییز،
وقتی تمام برگ هایش را
باد برده باشد.
قضاوت می کنی ما را
قضاوت می شوی روزی
مسوزان سینه ما را
که روزی هم تو می سوزی
به صفحه بعد می روم
تا کودکِ ابر
برسد به پاهای ترک خوردهِ کویر
و پنجره ای دل بسته
به بانوی نسیم
ومرا می برد به میهمانی نخل های سوخته
به تماشای مرثیه ها
لنج ما را باد و طوفان از جزیره دور کرد
ناخدا کو، بادبانش کو، پس این لنگر کجاست؟
ارغوانم...
دلم سخت دلتنگ است،
مانده ام با موج دریای دلم
چه کنم!!!
دوبیتی
دمادم غرق خاطرخواهی ات من
همیشه عاشق همراهی ات من
تو اقیانوسی و من برکه ای خشک
خودت ماهی و حوض ماهی ات من
♤♤♤
به من گفتی که همراهم بمانی
چراغی بر سر راهم بمانی
فدای بخت و اقبال بلندت
برای عمر کوتاهم بمانی
♤♤♤
تو را در...
درخت ها که مثل پرنده ها نیستند که وقتی جنگل آتش گرفت کوچ کنند !
درخت ها می مانند اما نمی توانند جنگل را نجات دهند . . .
مثل من که می مانم اما نمی توانم تو را نجات دهم !
مرا ببخش محبوب من که پرنده نیستم !
درختی می افتد،
همه متوجه
صدای افتادنش می شوند،
اما یک جنگل رشد میکند
کسی متوجه نمی شود
مردم اینگونه اند،
به رشدت توجه نکرده
بلکه به افتادنت توجه میکنند…
پس مواظب جای پایت باش