100 متن کوتاه دلتنگی عمیق ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره دلتنگی عمیق
100 متن کوتاه دلتنگی عمیق ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن دلتنگی عمیق برای اینستاگرام و بیو واتساپ
می ترسم،
فرجام دوست داشتنت
عشق زیر خاکی گردد
بدترین زخم ها
زخم سکوت است،
که ناله اش را
کسی نمی شنود..
به دکمههای پیراهنت قسم...
که هرچه در آن تن است،
حق من است...
من چه میدانستم درمان دردت شوم
زخم دردهایم ، میشوی ..
تو وقتی میبینی که من افسرده ام نباید بگذری،
سکوت کنی،
یا فقط همدردی کنی!
بنا کننده ی شادیهای من باش!
مگر چقدر وقت داریم؟
یک قطره ایم که میچکیم در تن کویر و تمام میشویم.
خسته ام از زیادی نبودنت.
بغضِ دَم کرده یِ اَبرَم
ناشَکیب از تَبِ صَبرَم
شده تقدیرِ من این که؛
بشوم همدمِ جَبرَم
به جهانی ندهم،
لحظه ی بوسیدن لبهای تو را.
هر آنکس بویی از مردی نبرده
دو روزه زندگی را گول خورده
اگر صد سال مانَد بینِ مردم
چه فرقی باشدش با دیوِ مرده؟
آنگــونــه تــو را در انتظــارم کــه اگــر،
ایــن چشــم بخــوابــد،
آن یکــی بیــدار اســت . . .
مرا دیوانه میدانست...
نمیدانست نگاهش کرده دیوانه دلم را...
عشق آنست که با سکوت پس زندو
با نگاهش ب آغوش کشد
ب آغوش بکش این من دیوانه را..
تو همان خواب قشنگی...
که به چشم منِ دیوانه نخواهد امد...
جسما نه اما روحا استخون هام متلاشی شدن
زیر خروار ها خاک ویرونم و بارونِ هیچ بودنی این زمین و تنی که نیست رو تر نمیکنه.
چه بی رحمانه دلتنگ شده، این دل دیوانه.
مایم و همان حسرت پنهان نبودن تو در آغوشم.
خانه ام ویرانه شد،
وقتی نگاهت به نگاه دگری دوخته شد.
رو به انتهاست این قصه سرد و سفید
بیا و باز کن ، قفل زمستان دلگیر را،
که سالهاست خاطرات مان در کوچه های
دلتنگی گم شده است.
نوروز خجسته بر شما فرخنده باد.
پای رسوایی چشمت، محکم دلم ایستاده.
نگران من نباش.
چیزی جز دلتنگی تو مرا از پا نخواهد انداخت.
عجب رنج عجیب و درد ناکیست، دوریت...
قاتل جان من شده
خاطره های چشم تو.
در آغوشم بگیر،
نترس من هنوز هم
در دوست داشتنت، بیپناهترینم.
_دنیاکیانی
مشتاق دیدنت هستم.
آن زمان که دلم سخت بهانه ات را می گیرد.
در سینه ی ما،
حسرت دیدار کسی نیست به جز تو
دل ما غرق،
موج زلف مشکین تو شد،
جهان از ازدحامِ موجِ ماتم، درد دارد
زمان از التهابِ بسترِ غم، درد دارد
از احساسِ نمِ پیوستهی بغضی تبآلود
نهانِ قلبِ ایرانم دمادم درد دارد
انگار قرار است موج دلتنگی ِتو،
جانم بگیرد ز تن.
در زیر آوار خاطراتت،
چه جانها که نداده ام من.
بی تو بعید است،
جان سالم در ببرم از این همه دلتنگی.
بعید است،
موج دلتنگی تو جانم نگیرد.
تو همان،
بغض نهفته در دو چشمان منی.
اری گناه میکنم،
آن دم که در خیال خود.
محکم در آغوش منی.
قصد ویرانیِ ما کرده نگاهت انگار.
درد بی درمان من تسکین نمی یابد
مگر با بودنت
بی تو..،
پایان حیات من چقدر نزدیک است.
چه بی صدا جان دادیم،
در حسرت رسیدن به آرزوهایمان.
خسته از دنیای اجباری،
که نامش زندگیست.
بوسـہ ات בرمان هر בرבیست
سخت بیمار توام،
لطـ؋ـا بوسـہ ای.
زمین و زمان را بـہ هم میـבوزم،
اگر تو سهم کسے باشے غیر از من.
مگر چیزی تلخ تر از جای خالیت هست،
تــا بـہ ๛ـر حـב جنون،
בلتنــگ בیـבار تــواܩ.
از بس בلتنگتم ڪه בارܩ بی تو میمیرܩ..،
تــو هܩ.. آیا..؟
درد را ذره ذره چشیدم تلخ بود…
کسی نیست تمامش را یکجا خریداری کند ؟
آمدم ، دَر زدم
هیچ کس نبود،
غیر از دل تنگی.....
دوستت دارم
در حاشیهی خوابهایی
که هیچوقت تعبیر نشدند،
اما بیداری را
از تو لبریز کردند
ای که هرگز نروی از یادم،
تو مرا نیز به خاطر داری؟
حتی انگشتانم هم از درد زخم های قلبم به لرزه افتاد
هیچ کس نمی داند!
من برای زنده نگه داشتن تو
چند بار خودم را وسط میدان
همین شهر به گلوله بستم...
من همان ماهے بے تابے ، هستم
کـہ בر בریاے بی کران عشقت آرزوے غرق شـבن בارـב …
اغوشت ماـבر ،בرمان زخم هایم است
سـ؋ـت בر آغوشم بگیر ،زخم هایم مے سوزـב..
آسمانی آشیانه زاد روزت شاد باد
در کنار گل عذران خانه ات آباد باد
رفتی و ما را غم نابودنت در هم شکست
خاطرات با تو بودن را هزاران یاد باد
به وصال تو رسیدن رویای هر شب است