100 متن کوتاه تنهایی عاشقانه ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره تنهایی عاشقانه
100 متن کوتاه تنهایی عاشقانه ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن تنهایی عاشقانه برای اینستاگرام و بیو واتساپ
در اتوبوس تنهایی ام
ده ها مسافر نشسته اند،
مقصد همه
آبادی چشمان توست..
مهرَش به دل و حسرت او قسمت ما شد
در بند دلم ماند ولی عشق شما شد
اکنون بنظر می رسد صبور تر شدهام اما چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.
دلت که گرفت
در من قدم بزن
برایت خیابانی میشوم
بی انتها.....
هم دارمت، هم ندارمت.
در خاطراتم دارمت، در کنارم ندارمت.
شاید تو همان دار و ندار منی. شاید
نیازم به تو
نه از سرِ تنهاییست
نه بهانهای برای شعر
چیزیست
میانِ نبضِ کندِ غروب
و صدای نامت
که بیدلیل
در ذهنم تکرار می شود
کاش پایان همه دلتنگی هامون.
رسیدن به تو بود.
قهریم
اما سایه هایمان بر دیوار
یکدیگر را در آغوش کشیده اند…
عشق یعنی که دلت تنگ یکی باشد او.
بی خبر از حال این دلتنگیِ پنهان تو.
ناظم حکمت:
من هنوز گاهی یواشکی خواب تو را می بینم !
یواشکی نگاهت می کنم ، صدایت می کنم ...
بین خودمان بماند اما من هنوز
تو را یواشکی دوست دارم ...!
نسل ما نسل همان عاشق دل سوخته ایست...
که دلش خواست به معشوق رسد، اما نشد...
مرا در کنج آغوش خیالت،
لحظه ای جا کن.
سهمم از آن چشمان تو،
چیزی به جز حسرت نبود.
تمام شب خیالت را..
در آغوش خودم دارم
مرا دریاب، گاهی در میان خاطراتت.
گاهی عشق همان،
فرصت بوسیدن لبهای کسی هست که نیست.
من به آینده ی بی تو، اندکی بد بینم.
نیازمندم به یک آغوش، به یک بوسه، به یک تو.
همه چیزی تکراری بود، جز بودنت.
شاید با تو به پایان برسد، این همه دلتنگی من.
لمس لبهای تو در کنج خیالم آرزوست.
جای خالیت را، با خاطراتت پر کرده ام.
در دلم هستی و انگار از این بودن خود بی خبری.
آرزوهایم را هرس کرده ام.
جز بودن با تو دگر آرزویی ندارم.
درونم پر ز دلتنگی ایست، ولی چشمم نمی بارد.
تو از بهانه یِ غربت
من از ترانه یِ محنت
اگر که جذر بگیریم؛
پیامدش شود عزلت.
تو آرزوی این دل شکسته ای...
چرا در انتهای بی قراری های من تو لانه کردی.
پیمانِ دلم؛
تنها،
با عشقِ تو شد محکم؛
هان!
ریزشِ احساست،
بر جان برسان؛
هر شب!
بعد تو چاره ندارم،
به جز تنهایی، در خیالم کنارت خفتن.
تو ای تنها دلیل و آخرین شوق نفس در تن.
بیا تا آخرین لحظه کنارم باش و یارم باش.
ماییم و همان
مستیه لبهای تو و
بار گناهی سنگین
بر دوشم
در سر هوس،
زلف پریشان کسی نیست
به جز تو
فکر تو...
همدم شبهای شب تار من است.
اری گناه میکنم،
آن دم که در خیال خود.
محکم در آغوش منی.
عشق یعنی:
که دلتنگ توام به هر بهانه.
دل آشوبم و آرام دلم جز تو کسی نیست.
بهانه میکند تو را،
هوای خسته ی دلم.
انتظار
پنجره ای غبارآلود
لبخندِ خُفته در آینه
درخششِ نگآه
رو به خاموشی ست.
بی تو...
تنهاتر از آن فصل برگریزانم.
کنارم که نه.،
ولی در خاطراتم فراوانی.
تو ماہ شبِ شبهاے مهتاب منی.
تو خودت به تنهایی
عاشقانه ترین رمان دنیایی
و اما
من تنها کسی خواهم بود
که تمام این رمان
را یکجا خواهم خرید
می شود یک امضا بدهی ...
سکوت،
پناهگاهی ست
که در آن
حجم دلتنگی ات را
در آغوش می کشم..
کنارم نیستے اما،
تمام جسم و روح و فـکر من مملو ز یاב توست.
بے تو בر خلوت شب،
בست بـہ בامان خیالت شـבہ ام.
تا هستے בر آغوش خیالم،
نـفـسے هست مرا.
ایستاده ام....
روبه روی آسمان
مغرورتر از همیشه!
او از ماهش می گوید،
من از چشم های تو
بے تـفـاوت از کنارش رב شـבم اما هنوز،
בلــم آن بنـב نگاهش را تمنــا میکنـב.
لحظـے اے با فــڪر تو زیستن،
بیارزב ڪل בنــیـا را...
عشق یعنی...
بوسه ای از جنس دلتنگی در خلوت یار.
گر ڪـہ بیرون بروב جان ز تنم از غم בورے تو،
بایـב چـہ ڪنܩـ...؟
ز هر ڪـس میتوان آسوבہ בل ڪنـב.
بغیر از آنـڪـہ با چشمان مستش برבہ בل را.
لبریزم از فکر و خیال تو.
ولی کافی نیست، باید باشی.
➷➷➷➷➷ ـבر زنـבگے هرچـہ از وابستـہ گے בور تر شویم دلبسته تر تر خواهیم شد. .
ـ؋ـاصلـہ בلبسته تر مے کنـב ،از وابستگے کم نمے کنـב .. ….
تّوّیّےّ بّهّاّنّـّہّ ےّ غّرّوّبّ خّوّرّشّیّـّבّ
بّیّاّ تّاّ خّوّرّشّیّـّבّ بّاّزّ طّلّوّعّ کّنّـّבّ
کجا ی دنیا بی هیاهوست
همه اش آشوب و جنگ است
اِلا گوشه آرام آغوشت
راستی یادم نبود
شنیدن ضربان قلبت
در ورای نفس هایت
خودش آشوبی دگر به پا خواهد کرد .