او مال من است و من به او حساسم ای کاش کمی بفهمد از احساسم آغاز شدم همین که چشمم افتاد بر ماه رخ سرخ لب گیلاسم عمریست به دنبال دلش میگشتم اقبال بلند من ، شش آمد تاسم زیباتر از این دلبر من اینجا نیست اکنون متقاعد شده ام...
محراب مرا ، سمت خودش خوب بچرخاند چشم مشکی ،خم ابرو ، عشق سوزان وحدت حضرت زاده