متن امید
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات امید
پرورבگارا בر این ماـہ مبارڪ رمضاט نظرے کن بر چشم هایے کـہ با اشک ا؋ـطار مے کننـב
نظرے کن بر בل هایے کـہ بغض בارنـב و سکوت مے کننـב..
پرورבگارا نظرے کن بر غیرت پـבرانے کـہ سر سـ؋ـرـہ شرمنـבـہ خانواבـہ هستـב..
پرورבگارا בر این ماـہ مبارڪ نظرے کن بر בلهاے...
به آرزوهایم قول پرواز ب اوج را دادم..
بر روی بالهای موفقیت خود را رها میسازم و ب سمت بالا اوج می گیرم بذر امید در دلم روئیده است..
کهکشانی که مرا با خود
تا ثریا میبُرد،
از شانهام گریخت.
حالا...
آفتاب دانه میپاشد
**تا سایهام بلندتر شود
بادهای تند، او را میزنند
اما هر بار، سر بلندتر میکند
سختیها را به آغوش میکشد
چون کوهی استوار، نمیترسد، نمیلرزد
بارانهای خروشان، رویاهایش را شستوشو میدهند
اما در دلش شعلهای همچنان زبانه میکشد
دلش پر از عشق و باور است به زندگی
که پس از هر طوفانی، آفتاب خواهد...
✐✎✐✎✐ اے בوست ناراحت نباش
غم ما בر باراט پاییز باریـבـہ شـב
بهار בر ،راـہ است
شکو؋ــہ هاے امیـב ریشـہ زבه..
گل هاے بهارماט روئیـבـہ است
بخنـב اے בوست..
باراט پاییزے گذشت، בلت را بهارے کن
غنچـہ ها ے امیـב בر حال شکو؋ـایے است.،
تمام زخم ها را ب جان میخرم..
نوش داروی من امید ب خداست..
دل به دریا زدم وخون غزل پارو شد
چه شود حک بشود مطلع او بر کفنم
صبر می کنیم تا آفتاب برگردد.
شب که ماندنی نیست.
زمانی که سرما به جانمان زده است ،
باور داریم به صبحی نو،
در فصل رویش لاله های بیقرار.
رویا می بافیم با شعله های آتش درون.
احساس لحظه های بعد خزان را بهار می داند و بس
من بی تو در هیچ انجمنی هیچ نخندم
بی روی تو سوزنده در آتش چو سپندم
خوش باشد اگر با تو به دوزخ بنهندم
" در کاسه وصل تو اگر زهر دهندم
خوشتر که به پیمانه هجران تو قندم"
کی یار صدایم بکنی خوب من آخر؟
کی دل بکند قصه...
خط خطی ام کن زندگی
ولی من با تو زنده ام
من شنیده ام آن طرفتر خداییست که به مقصودِ تو می اندیشد
قدم در راه بگذار ومپرس ازچند و چون،ای دل!
زمان از دست خواهد رفت، امّا و اگر کافیست
اینجارو از یاد بردی نمیدونم نگاهش میکنی یا نه
اما نگاه
من هنوز دارم برات مینویسم
برای تو
این روزا که دوباره ارتباط گرفتی
این روزا که منتظرم جواب بدی تا بفهمم باید چیکار کنم
منتظر بمونم برای خواستگاریت یا فراموشت کنم
این روزا شیرین میشه بعدا
مطمئنم
حتی اگه...