متن شکست عشقی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شکست عشقی
حرفی نداشتم واست در انتظار بمونم
بازم با قلب خستم برات غزل بخونم
با فکر تو برایم زمان مثل قفس بود
عشق تو و بقیش نفس پشت نفس بود
بس بود دیگه برایم به رویا چشم بدوزم
بدون هیچ گلایه بسازم و بسوزم
اندک امیدم به تو بسان یک نفس...
تو را نگزیدم که با من اینچنین باشی
ننشسته از سر سفره دلم پا شی
تو را گزیدم ز بهر هزار عشق و امید
با دورنمایی به سوی دو قصر سپید
دو قصر سرنوشتی که ازان ما باشد
پر از خاطرات شاد و شیرین ما باشد
تو را نگزیدم که...
تلخ ترین دعای زندگیم وقتی بود که سال ها پیش پس از اولین و تنها شکست عشقی که بدجوری برایم گران تمام شده بود،تا ماه ها مشغول مطالعه برای کسب آگاهی و تجربه در زمینه اصول رابطه و روانشناسی روابط بودم که پس از گذشت چند روز اولش گفتم خدایا...
شده یک شب
نفسَت ترک بردارد
مثل شیشهای در باد
شده بغضت
چون سنگی در گلو گیر کند
و نتوانی بگویی:
ای سایه، کجای جهانم ایستادهای؟
شده قلبت
به طوفان بیفتد
موج پشت موج
و طاقتت
مثل طناب پوسیده پاره شود؟
میدانستی
ردّ تو
مثل خالکوبی بر استخوانم مانده است؟...
دوستت دارم
تو چرا دوستم نداری؟
مگر نمی گویند: دل به دل راه دارد
من ساده دل به خاطر همین ضرب المثل نزد تو کم آورده ام
آتیشو خودت گیروندی***اومدی اما نموندی
منی که برات می مردم***روونه کردی روندی
گلایه ای ندارم***پا خوبیات می ذارم
نعمت عمر کوتاهه***فرصت غم ندارم
با هر کی رفتی خوش باش***مواظب خودت باش
اونچه که کردی با من***هرگز نکن هیچوقت باش
چشمهایت
شکنجهام میکنند
از وقتی آنها را
به دیگری بخشیدی
شلاق نگاهت
نه تنها تنم
که تمام زندگیام را
کبود کرده است
با او دلم همیشه بر صدقی به نام بود
ابروی کمانش اما کشیده در کنام بود
ما پاکباخته و او پیروزاین نبرد
او یلین رستم و منش نه دیوی مهام بود
در راه نخست گفتم، به وفا میرساندم
در راه که افتاد از هوس نه رام بود
چهل شب به...
حریف غم و تنهایـے و בلتنگیِ تو نیست בل ما،
شـڪستیܩ...
چه قانون بدی، دنیای بیاحساس دارد
دمادم، در سکوتِ لحظههایت، بغض بارد
اگر روزی شکستی، شیشهی همسایهای را
به تاوانش، دمار از روزگارِ «تو»، برآرد
ولی روزی، اگر قلبت شکست از دستِ دنیا،
نمیآید کسی، بر زخمِ دل، مرهم گذارد
فقط، با نشترِ زخمِ زبانهای پُر از خار
درونِ گلشنو،...
بعد تو بر هر چه پیش آمد ، من استادانه خندیدم،
تو گفتی میروم ، اما منِ دیوانه خندیدم..
همـہ בل را بـہ تو בاבم،
همـہ اش را تو شکستی.
روزهایی که تو با اسم، خطابم کردی
زهر مارم شده حالا که جوابم کردی
گرچه با چشم غضب باز نگاهم کردی
دل خوشم چون که تو انگار حسابم کردی
ابتدا بیخبر از حالتِ مستان بودم
تا که با چشم خماری، تو خمارم کردی
من که بم بودم و خرما و...
از دور صدای بوقِ جنگِ دشمن
ماشینِ عروس و بغضِ بیهم بودن
«خوشبخت» به رسمِ شکل؛ آن نامرد و
تندیسِ «چگونه باختن» یعنی من ...
درد؛ آن است:
دلت گیر کسی باشد و او
به رقیبان بِنَماید رخ
و
گیرد ز تو ؛ رو
با تاسِ بد افتاده ی تب دار
آینده ی در انزوا مُرده
لای ورق های دل و گشنیز
رویای آس من، تَرَک خورده
هر لحظه مجذور خطرناکم
مجموعه ی منفور تنهایی
حجمِ تمامِ بی کسی ها را
پُر میکند پرگار رسوایی
تصمیم بَد، کبرای داغونم
از فلسفیدن شکل میمونم
حمّام...
بر سر عاشقانه هایمان
همچو مهره ای در شطرنج
همیشه کیش داده ام تو را
اما هر بار به چشمانت رسیدم
با یک حرکت مات تو شدم .
جوری کـه قـلبم تـرک خـورده و شکسـته است،
گـویی کـه آمـریکا بمب اتـم زده هیـروشیـما را!
نشستم کنار خودم سالها
به فکر تو و عشقِ ناجورتم
درونم پر از انحنای سکوت
توو اندیشه ی عیشِ کیفورتم
تو با هر کسی که بهم ریختی
چرا تاسِ نردش خراب اومده؟
نفس روی هر ساحلی دوختی
براش تا ابد هی سراب اومده
تمرکیده بودم میونِ غمم
برام قصه ی...
در دل شب
به یاد تو بیدارم
گویی همیشه در کنارم بودی
ولی اکنون تنهایم.
یاد تو همچو
گلی ست پژمرده
که در باغ دلم
دیگر نمیروید.
در رهگذر زندگی
دل به دستِ تو سپردم
اما اکنون
همچو کشتیای شکسته
بیساحل در این دریا غرقم.
به هر کجا که میروم...
چه ها کردی که احوالِ دلم اینگونه غمگین است؟
تمام سهمم از تو بهمن و پُک های سنگین است
تو رفتی در غمت دنیای شاعر طعم خون دارد
خیابان های شهر از دوری ات قدری جنون دارد
تو را در کوچه های زخمی این شهر گم کردم
تو را در...